بچه های نسل سیاه . سفید
پنجشنبه 28 مهر 1390 08:44 ب.ظ
ما بچه های کارتون های سیاه و سفید بودیم کارتونهایی که بچه یتیم ها قهرمانهایش بودند ما پولهایمان را می ریختیم توی قلک های نارنجکی و می فرستادیم جبهه دهه های فجر مدرسه هایمان را تزئین می کردیم توی روزنامه دیواری هایمان امام را دوست داشتیم آدمهای لباس سبز ریش بلند قهرمان هایمان بودند آنروزها هیچکدامشان شکمهای قلمبه نداشتند و عراقی های شکم قلمبه را که می کشتند توی سینما برایشان سوت می زدیم شهید که می آوردند زار زار گریه می کردیم اسرا که برگشتند شاد شاد خندیدیم ما از آژیر قرمز می ترسیدیم ما به شیشه خانه هایمان نوار چسب می زدیم از ترس شکستن دیوار صوتی ما توی زیر زمین می خوابیدیم از ترس موشک های صدام ما چیپس نداشتیم که بخوریم حتی آتاری نداشتیم که بازی کنیم ما ویدیو نداشتیم ما ماهواره نداشتیم ما را رستوران نمی بردند که بدانیم جوجه کباب چه شکلی است ما خیلی قانع بودیم به خدا ۰ صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس خانم های مینی ژوب پوشیده بود توی مجله های قدیمی یا زنانی که موهایشان باز بود توی کتاب های آموزش A.B.C.D زنهای فیلمهای تلوزیون ما توی خواب هم روسری سرشان می کردند حتی توی کتابهای علوممان هم با حجاب بودند ما فکر می کردیم بابا مامان هایمان ما را با دعا کردن به دنیا آورده اند عاشق که می شدیم رویا می بافتیم موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم جرات نداشتیم شماره بدهیم مبادا گوشی را بابا هایمان بردارند ما خودمان خودمان را شناختیم بدنمان را جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم هیچکس یادمان نداد و حالا گیر افتاده ایم بین دو نسل نسلی که عشق و حال هایشان را توی شهر نو ها و کاباره های لاله زار کرده بودند و نسلی که دارد با فارسی وان و من و تو و ایکس باکس و فیس بوک بزرگ می شوند و هیچکدامشان مارا نمی شناسند و نمی فهمند
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
اوج هیجان با چتربازی و سقوط آزاد !
پنجشنبه 28 مهر 1390 08:35 ب.ظ
امروزه دیگه امور چتربازی تنها در انحصار ارتش ها و گروه های نظامی نیست بلكه به عنوان یک ورزش مفرح و نشاط آور مورد استقبال جوانان قرار گرفته است و هیچ محدودیتی هم برای جنسیت قائل نیست حتی خانم های بسیاری به این ورزش روی آورده اند. البته چندین سال است كه بعضی هنرهای نمایشی هم به آن افزوده شده یعنی چتربازان همزمان با پرشی كه انجام می دهند، اقدام به انجام حركات آكروباتیك نموده و گاهی هم با تخته پرش یا اسكیت فرود آمده اند !
چتربازان با هواپیماهای متعدی عملیات چتربازی و سقوط آزاد خود را انجام می دهند و معمولآ از هواپیماهای سبك دو موتوره استفاده می نمایند. ولی چتر بازان نظامی اغلب با هواپیمای سی ۱۳۰ كه تجهیزات خاصی هم بهمین منظور در آن نصب شده استفاده می كنند. به طور كلی دو نوع فرود با چتر داریم. در نوع اول چترباز پس از چند ثانیه بعد از پرش از هواپیما، قلاب چتر خود را می كشد و نوع بعدی سقوط آزاد است. در این روش چترباز از ارتفاع بیشتری نسبت به پرش های معمولی از هواپیما بیرون پرده و مسافتی را بدون چتر در آسمان طی نموده و در فاصله معینی از زمین، اقدام به كشیدن قلاب چتر خود می نمایند.
هرچند سقوط آزاد و چتربازی طرفداران خاص خودش رو داره که حکایت از عشق به پرواز اونهاست ولی کوچکترین خطای انسانی موجب خطراتی جبران ناپذیر است که این رشته هیجان انگیز را از دارای اهمیتی خاص کرده است.

ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
نوشته روی دیوار
چهارشنبه 2 شهریور 1390 10:38 ب.ظ
مادر خسته از خرید برگشت و به زحمت زنبیل سنگین را داخل خانه کشید. پسرش دم در آشپزخانه منتظر او بود و می خواست کار بدی را که تامی کوچولو انجام داده، به مادرش بگوید. وقتی مادرش را دید به او گفت: "مامان! مامان! وقتی من داشتم توی حیاط بازی می کردم و بابا داشت با تلفن صحبت می کرد تامی با یه ماژیک روی دیوار اطاقی را که شما تازه رنگش کرده اید، خط خطی کرد!"
مادر آهی کشید و فریاد زد: "حالا تامی کجاست؟" و رفت به اطاق تامی کوچولو.
تامی از ترس زیر تختخوابش قایم شده بود، وقتی مادر او را پیدا کرد، سر او داد کشید: "تو پسر خیلی بدی هستی" و بعد تمام ماژیکهایش را شکست و ریخت توی سطل آشغال.
تامی از غصه گریه کرد. ده دقیقه بعد وقتی مادر وارد اطاق پذیرایی شد، قلبش گرفت و اشک از چشمانش سرازیر شد.
تامی روی دیوار با ماژیک قرمز یک قلب بزرگ کشیده بود و درون قلب نوشته بود: مادر دوستت دارم!
مادر در حالی که اشک می ریخت به آشپزخانه برگشت و یک تابلوی خالی با خود آورد و آن را دور قلب آویزان کرد. بعد از آن، مادر هر روز به آن اطاق می رفت و با مهربانی به تابلو نگاه می کرد!
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
عتیقه فروش
چهارشنبه 2 شهریور 1390 10:37 ب.ظ
عتیقهفروشی، در روستایی به منزل رعیتی ساده وارد شد. دید كاسهای نفیس و قدیمی دارد كه در گوشهای افتاده و گربه در آن آب میخورد. دید اگر قیمت كاسه را بپرسد رعیت ملتفت مطلب میشود و قیمت گرانی بر آن مینهد.
لذا گفت: عموجان چه گربه قشنگی داری! آیا حاضری آن را به من بفروشی؟ رعیت گفت: چند میخری؟ گفت: یك درهم.
رعیت گربه را گرفت و به دست عتیقهفروش داد و گفت: خیرش را ببینی.
عتیقهفروش پیش از خروج از خانه با خونسردی گفت: عموجان این گربه ممكن است در راه تشنهاش شود بهتر است كاسه آب را هم به من بفروشی.
رعیت گفت: امکان ندارد! من با این کاسه تا به حال پنج گربه فروختهام. كاسه ام فروشی نیست!
"همیشه نباید راه حل خود را بهترین راه حل دانست."
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
بینش تصمیم گیری خوب
چهارشنبه 2 شهریور 1390 10:32 ب.ظ
گروهی از بچه ها در نزدیکی دو ریل راه آهن، مشغول به بازی کردن بودند.
یکی از این دو ریل قابل استفاده بود ولی آن دیگری غیرقابل استفاده.
تنها یکی از بچه ها روی ریل خراب شروع به بازی کرد و پس از مدتی روی همان ریل غیرقابل استفاده خوابش برد.
3 بچه دیگر هم پس از کمی بازی روی ریل سالم، همان جا خوابشان برد.
قطار در حال آمدن بود و سوزنبان تنها می بایست تصمیم صحیحی بگیرد ...
سوزنبان می تواند مسیر قطار را تغییر داده و آن را به سمت ریل غیرقابل استفاده هدایت کند و از این طریق جان 3 فرزند را نجات دهد و نتها 1 کودک قربانی این تصمیم گردد و یا می تواند مسیر قطار را تغییر نداده و اجازه دهد که قطار به راه خود ادامه دهد.
سوال: اگر شما به جای سوزنبان بودید در این زمان کوتاه و حساس چه نوع تصمیمی می گرفتید؟
ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
نگاهی به درون خود
چهارشنبه 2 شهریور 1390 10:30 ب.ظ
مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است.
به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد.
به این دلیل، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت.
دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد.
این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد.
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود.
مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم، و سوالش را مطرح کرد ...
جوابی نشنید بعد بلند شد و یک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسید و باز هم جوابی نشنید. بازهم جلوتر رفت و به درب آشپزخانه رسید. سوالش را تکرار کرد و باز هم جوابی نشنید. این بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: "عزیزم شام چی داریم؟"
و این بار همسرش گفت:"مگه کری؟! برای چهارمین بار میگم؛ خوراک مرغ!"
"گاهی هم بد نیست که نگاهی به درون خودمان بیندازیم شاید عیب هایی که تصور میکنیم در دیگران است در واقع در خودمان وجود دارد!"
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
نگاهی به مصرف زولبیا، بامیه، آش و حلیم در ماه مبارک رمضان
سه شنبه 18 مرداد 1390 05:02 ب.ظ

زولبیا و بامیه با اسید چرب ترانس از جمله شیرینی های سنتی
ما ایرانیان برای ماه مبارک رمضان است که برای خریدنش گاه مردم در
صف های طویل می ایستند تا این شیرینی پرقند و چربی و البته خوشمزه
را به سر سفره افطار برسانند. اما باید بدانیم که با مصرف بی رویه
زولبیا و بامیه علاوه بر سیل کالری اضافی که به بدنمان سرازیر می
کنیم، چه بسا بسته به نوع روغنی که در تهیه این شیرینی بکار رفته
است از اسید های چرب ترانس و خواص بیماریزایی آن بخصوص بیماری های
قلبی عروقی و سرطان نیز بی نصیب نمی مانیم.
مصرف زولبیا و بامیه اگر در شرایط بهداشتی تهیه شود و در حدود
متعادل مصرف شود مشکلی ایجاد نمی کند در حالی که مصرف انواع غیر
بهداشتی آنها به قول متخصصین گوارش و کبد میتواند موجب بروز
بیماریهای گوارشی نیز بشود. استفاده مکرر از روغن هایی که به رنگ
سیاه درآمده اند برای سرخ کردن زولبیا و بامیه حتی می تواند
سرطانزا باشد. بنابراین لازم است پس از هر بار سرخ کردن، روغن
استفاده شده دور ریخته شود و برای نوبت بعدی از روغن جدید استفاده
شود. روغن نباتی جامد به علت داشتن مقادیر بالای اسید های چرب
اشباع مهمترین عامل بروز بیماریهای قلبی عروقی در کشور ما بشمار می
روند.
ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
یک جوک سیاسی
سه شنبه 18 مرداد 1390 04:58 ب.ظ
با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد.
روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و یك فرشته از او استقبال کرد.
فرشته گفت:
«خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه.
چون ما به ندرت سیاستمداران بلند پایه و مقامات رو دم دروازه های بهشت ملاقات می کنیم.
به هر حال شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای نیست»
«مشکلی نیست. شما من را راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم»
شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید.
آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید»
«اشکال نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. میخواهم به بهشت بروم»
«می فهمم. به هر حال ما دستور داریم. ماموریم و معذور»
پایین ... پایین... پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند.
در آسانسور که باز شد، سیاستمدار با منظرهء جالبی روبرو شد.
زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار
آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از
دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استفبال به سوی او دویدند.
آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی
قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و
حسابی سرگرم شدند.
ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
سیاست های آمریکا برای توسعه رباتیک
سه شنبه 18 مرداد 1390 04:50 ب.ظ
آمریکا چندی پیش اعلام کرده بود برای تولید نسل بعدی ربات ها ۷۰ میلیون دلار سرمایه گذاری می کند. این بخشی از برنامه این کشور برای تولید ربات هایی است که می توانند در کنار انسان ها به کار بپردازند. از کارخانه ها گرفته تا بیمارستان و میدان جنگ. این خبر توسط باراک اوباما رییس جمهور آمریکا در یک سخنرانی در دانشگاه کارنگی ملون اعلام شد و او گفت که این بخشی از یک بودجه ۵۰۰ میلیون دلاری است که برای توسعه فناوری های پیشرفته با کمک دولت، دانشگاه و صنایع استفاده می شود.
هدف تولید ربات هایی است که در کارها به صورت نزدیک با انسان ها همکاری می کنند. روبات هایی که می توان آنها را در زمینه های مختلف مانند اکتشافات، فضا، بهداشت، امنیت عمومی، تفریح، حمایت و بسیاری دیگر بکار گرفت که البته برخی به طور کاملا مستقل و برخی دیگر همراه با نیروهای انسانی و یا با کنترل آنها توانایی های خود را بروز خواهند داد. هرچند باید دید که نتیجه این سرمایه گذاری منجر به تولید ربات های پیشرفته تر نظامی میشود یا آنها را در دیگر صنایع هم خواهیم دید.
ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
موزه مجازی مختص امپراتوری ایران
جمعه 24 تیر 1390 11:43 ق.ظ
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
سوژه های جدید و جالب از شکار لحظه ها
جمعه 24 تیر 1390 11:41 ق.ظ

ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
دست خط امیركبیر خطاب به ناصرالدین شاه
جمعه 24 تیر 1390 11:39 ق.ظ
الساعه که در ایوان منزل با همشیرهی همایونی به شکستن لبهی نان مشغولیم، خبر رسید که شاهزاده موثقالدوله حاکم قم را که به جرم رشا و ارتشا معزول کردهبودم به توصیهی عمهی خود ابقا فرموده و سخن هزل بر زبان راندهاید. فرستادم او را تحتالحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که ادارهی امور مملکت به توصیهی عمه و خاله نمیشود.
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
ده فرمان
پنجشنبه 15 اردیبهشت 1390 09:56 ق.ظ
در روزگاران قدیم انسانها بسیار به هم ظلم کردند و سیاهی و تباهی به نهایت خود رسید .
تا اینکه کتیبه ای از سوی پروردگارشان بر آنان نازل شد !
ده فرمان :
1- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نکُشد .
2- هیچ انسانی ، به انسان دیگر تجاوز نکند .
3- هیچ انسانی ، به انسان دیگر دروغ نگوید .
4- هیچ انسانی ، به انسان دیگر تهمت نزند .
5- هیچ انسانی ، از انسان دیگر غیبت نکند .
6- هیچ انسانی ، مال انسان دیگر را نخورد .
7- هیچ انسانی ، به انسان دیگر زور نگوید .
8- هیچ انسانی ، بر انسان دیگر برتری نجوید .
9- هیچ انسانی ، در کار انسان دیگر تجسس نکند .
10- هیچ انسانی ، انسان دیگر را نپرستد !
پس از آن
ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
نسخه جدید شیخ و مریدانش
سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 09:15 ق.ظ
مریدی ترسان نزد شیخ برفت و عرض بکرد : یا شیخ خوابی دیدم بس عجیب ، خواب دیدم گدای سر چهار راه از من کمک قبول نکردی و بگفت که تو تحریمی.
شیخ فرمود : کمی دیر خواب دیدی. گامبیا و امبیا و سنگال نیز ایران تحریم بکرده اند.
حیرانم ازاین عجایب تودرتو***دگران را برق بگیرد مارا جرقه ی پتو!
و مریدان همی گریستند.

ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
Clever Conceptual Photo Manipulations That Tell a Story
دوشنبه 12 اردیبهشت 1390 11:25 ق.ظ
Australia Post: Hug
ادامه مطلب
دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -
تعداد کل صفحات : 10 1 2 3 4 5 6 7 ...
تبلیغات 



